العلامة المجلسي

283

حياة القلوب ( فارسي )

هود فرمود : اين سخنان را ترك كنيد وتوبه وبازگشت نمائيد بسوى خداى خود . پس چون قوم ، رعب وترس عظيم از أو در دل خود مشاهده نمودند ، دانستند ديگر بر زدن أو قادر نيستند ، همگى جمعيت كردند بر اذيت أو ، هود نعره‌اى زد بر ايشان كه همگى از شدت ودهشت آن به رو افتادند ، پس گفت : اى قوم ! بسيار مانديد در كفر چنانچه قوم نوح ماندند ، وسزاوار است كه من نفرين كنم بر شما چنانچه نوح عليه السّلام بر قوم خود نفرين كرد . ايشان گفتند : اى هود ! خدايان قوم نوح ضعيف وناتوان بودند وخداهاى ما قوى وتنومند هستند ، ومىبينى شدت بدنهاى ما را ( طول ايشان صد وبيست ذراع بود به ذراع متعارف زمان خودشان ، وعرض ايشان شصت ذراع بود ، وگاه بود كه يكى از ايشان دست مىزد به كوه كوچكى واز جا مىكند ) . پس بر اين حال هفتصد وشصت سال ايشان را دعوت كرد ، وچون خدا خواست ايشان را هلاك كند ريگهاى بيابان احقاف وسنگهاى آن را برگرد ايشان جمع آورد وتلها گردانيد ، پس هود به ايشان فرمود : مىترسم كه اين تلها در باب شما به امرى مأمور شوند وعذابي گردند بر شما . وهود بسيار غمگين شد از تكذيب كردن ايشان ، پس آن تلها ندا كردند هود عليه السّلام را كه : شاد باش اى هود ، كه عاد قوم تو را از ما روز بدى خواهد بود . چون هود اين ندا شنيد فرمود : اى قوم ! از خدا بترسيد وأو را عبادت كنيد كه اگر ايمان نياوريد اين كوهها وتلها همه عذاب وغضب گردند بر شما . چون اين را شنيدند شروع كردند به نقل كردن آن تلها ، وهر چند برداشتند بيشتر شد . هود عرض كرد : خداوندا ! رسالتهاى تو را رسانيدم وزياد نمىشود ايشان را مگر كفر . خدا وحى فرمود بسوى أو كه : من باران را از ايشان بازمىدارم . هود گفت : اى قوم ! خدا مرا وعده كرده است كه شما را هلاك گرداند . وصداى أو به كوهها رسيد تا آنكه شنيدند همهء وحشيان ودرندگان ومرغان ، پس از هر جنسي از ايشان جمعى به نزد هود آمدند وگريستند وگفتند : اى هود ! آيا ما را هلاك